Notice: WP_Scripts::localize was called incorrectly. The $l10n parameter must be an array. To pass arbitrary data to scripts, use the wp_add_inline_script() function instead. Please see Debugging in WordPress for more information. (This message was added in version 5.7.0.) in /home/customer/www/davismediasolutions.com/public_html/wp-includes/functions.php on line 5663

Enter your keyword

مانند قهرمان بدوید

با پشتکار در میدانی که در برابر شما قرار گرفته است بدوید

ویدیو عبادتی روزانه

برای دانلود این ویدیوی شاگردی اینجا را کلیک کنید
رویای شما چیست؟
ما به سال جدیدی وارد شدیم، در زمانی که فقط تعداد کمی در تاریخ فرصت تجربه اش را داشته اند.  ده سال پیش ما از مانع زمانی هزار سال دوم گذشتیم(۲۰۰۰ بعد از میلاد). این اولین فرصتی بود که یک شخص توانسته با تماشا کردن مردم از سرتاسر جهان که فرا رسیدن عصر جدید را جشن گرفتند تمام روز را سپری کند. اما در این سال جدید همه ما  با یک سوال روبرو هستیم رویای شما چیست؟ رویای شما برای زندگیتان، خانواده تان، جامعه تان، کشورتان، و دنیایتان چیست؟
بدونه رویا کتابمقدس میگوید، مردم هلاک میشوند. نه تنها این درست است، بلکه کلیساها، خدمات، و سازمانها بدونه رویا میمیرند. این نه تنها مهم است که مردم رویا باشیم، بلکه مردمی با دید الهی . ما باید دید کتابمقدسی داشته باشیم نوعی که بوسیله خدا در قلوب ما متولد میشود.
اشعیا مردی با رویا بود. کتابمقدس در اشعیا باب شش توضیح روشنی درباره رویای او میدهد. رویای او سه جنبه ای بود. او رویای بالایی، رویای درونی و رویای بیرونی داشت. من قانع شده ام که نوع رویایی که اشعیا داشت، آن نوع رویایی است که ما شدیدا در شروع این سال جدید نیاز داریم.
کتابمقدس میگوید،  در همان سالی که عُزیای پادشاه مُرد، من خداوند را دیدم. او بر تخت بلند و پرشکوه خود نشسته بود. دامن ردای او تمام صحن معبد بزرگ را پوشانیده بود.”(اشعیا ۶ : ۱ ترجمه شریف). در رویای بالایی اشعیا، او خداوند را دید.این بزرگترین رویایی است که ما در این لحظه خارق العاده از تاریخ نیاز داریم. ما نیاز به نگاه اجمالی تازه خدا داریم. ما نیاز داریم او را در شخصیت و ویژگی هایش ببینیم. بیش از آنکه ما به ساختمانهای بزرگتر و برنامه های استراتژیکی ، ما نیاز به دید تازه ای از خدا داریم. شوق ما باید برای شناختن او باشد تا با او راه رویم و او را در تمام جلالش ببینیم.
اشعیا خدا رادر اختیار و اقتدارش همانطور که بر تختش نشسته بود دید. تخت خدا نشان دهنده مکان نهایی اختیار و اقتدار در جهان است. ما شدیدا نیاز داریم بدانیم خدا هنوز بر تخت خود نشسته است. او آن جا را خالی نگذاشته است. او تمام قدرت و اختیار را در بر دارد.
اما همچنین اشعیا خدا را در قدوسیتش دید. کتابمقدس میگوید که فرشتگانبه یکدیگر میگفتند، «قدّوس، قدّوس، قدّوس! خداوند متعال که جلالش جهان را پر ساخته است.»”( اشعیا ۶ : ۳ ترجمه شریف). هر مرد و زن خدا پرست در طول اعسار بطریقی خدا را در قدوسیتش شناخته است. این برای اشعیا متفاوت نبود، و برای شما و من هم متفاوت نیست. وقتی اشعیا خدا را در پاکی مطلقش دید، بعد خود را در نور قدوسیت خدا دید و او مردی شکسته بود. هر چه بیشتر او را میبینیم، بیشتر متوجه میشویم  واقعا چقدر با او تفاوت داریم.  چنین رویایی شکستی عمیق و اعترافی صادقانه تولید کرد. یک دل شکسته و روح‌ توبه کار را خدا خوار نخواهد شمرد. او در جستجوی چینین دلهایی است.
قسمت نهایی رویای اشعیا درباره دنیای اطراف او بود. وقتی که خدا را دید و خود را دید، بعد دنیایی محتاج و در حال رنج دید. دل او شکست. او صدای خدا را شنید که میگوید، “«چه کسی را بفرستم؟ چه کسی از جانب ما خواهد رفت؟»( آیه ۸). و اشعیا گفت؛ «مرا بفرست، من خواهم رفت.»(آیه ۸ ترجمه شریف).
وقتی آنچه اشعیا دید را ببینیم، ما درک خواهیم کرد که دنیای در بیرون هست که شدیدا به عیسی نیاز دارد. ما هم، صدای خدا را خواهیم شنید که به ما میگوید، به آن دنیا بشارت دهید. رویای شما چیست؟       
 اشعیا : 
1در همان سالی که عُزیای پادشاه مُرد، من خداوند را دیدم. او بر تخت بلند و پرشکوه خود نشسته بود. دامن ردای او تمام صحن معبد بزرگ را پوشانیده بود. 2اطراف او موجوداتی نورانی ایستاده بودند. هریک از آنها شش بال داشت. با دو بال صورت خود را و با دو بال دیگر بدن خویش را می‌پوشانیدند، و با دو بال آخر پرواز می‌کردند. 3آنها به یکدیگر می‌گفتند: «قدّوس، قدّوس، قدّوس! خداوند متعال که جلالش جهان را پر ساخته است.» 4صدای آواز آنها بنیان معبد بزرگ را به لرزه درآورد و معبد بزرگ پر از دود شد. 5گفتم: «دیگر برایم امیدی نیست. هر حرفی که از لبانم بیرون می‌‌آید به گناه آلوده است، و در میان قومی ناپاک لب زندگی می‌کنم. با وجود این من پادشاه -‌خدای متعال- را با چشمان خود دیده‌ام.» 6آنگاه یکی از آن موجودات، زغالی افروخته را با انبر از قربانگاه برداشت و به سوی من پرواز کرد. 7او لبهای مرا با آن زغال گداخته لمس کرد و گفت: «این لبهای تو را لمس نموده پس گناهانت پاک و خطاهایت آمرزیده شده ‌است.» 8آنگاه شنیدم که خداوند می‌گفت: «چه کسی را بفرستم؟ چه کسی از جانب ما خواهد رفت؟» من جواب دادم: «مرا بفرست، من خواهم رفت.»
Book of the Month

Sammy Tippit told his fiancée, “I can’t promise we’ll be rich, but life won’t be boring.”
Sammy had no idea what an understatement that would become. Beginning in the bars of Baton Rouge and the nightclubs of Chicago, Tippit has shared the news of life-changing faith in Christ all over the world – including in the middle of a revolution in Romania, the aftermath of genocide in Rwanda, and war in Burundi and the Congo.
Sammy’s lifelong adventure has come at a great price. He’s been cursed, threatened, arrested, deported, and blacklisted. He’s also been personally broken, ravaged with illness, and devastated by grief.
Yet he continues to preach to in stadiums, in open fields, and via satellite technology to hundreds of thousands around the globe.  For all other books…

درباره خدمات سامی تیپیت
خدمات سامی تیپیت نزدیک به پنجاه سال باعث الهام و کمک در سراسر جهان شده است. سامی تیپیت بنیانگذار و رئیس ، یک مشاور، معلم و مبشر مشهور جهانی با تجربه خدمت و کمک به مردم در بیش از ۸۰ کشور جهان است. سامی مطالبی را ارائه میدهد که به افراد کمک میکند تا با مجموعه گسترده ای از مسائل اجتماعی، معاشرتی، روانشناسی و معنوی روبرو شوند. او بویژه علاقمند است  تا این مطالب را  در دسترس سایر  کشورها در سراسر جهان قرار دهد. سامی با دِبرا ”تکس“ ازدواج کرده است و آنها دارای دو فرزند و پنج نوه هستند.

All Rights Reserved